عدالت‌ورزی بین فرزندان

رفتار عادلانه با فرزندان بسیار پر اهمیت است. در صورت رعایت نکردن این امر میان فرزندان، انواع کینه‌ها و عقده ها در آنان نسبت به یکدیگر پدید می آید. با زیاد بودن تعداد فرزندان، وظیفه پدر و مادر درباره این مساله حساس تر و سنگین تر است. پدر و مادر باید رفتار عادلانه ای با کودکان داشته باشند و در نقش یک قاضی عادل و عاقل با آنها برخورد کنند. هیچ کدام را بر دیگری ترجیح ندهند و در رفتار و گفتار، محبت و خشم، تنبیه و تشویق، یکسان عمل کنند.فردی نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: پدر و مادری دارم که با آن ها رابطه خوبی دارم، ولی آن ها مرا با حرف و طرز برخوردشان می آزارند. پاسخ آنان را نمی دهم، ولی می خواهم آنان را ترک کنم و مدتی نزدشان نروم. حضرت فرمود: در این صورت خداوند تو را رها خواهد کرد. مرد عرض کرد: پس چه کنم؟ حضرت فرمود: به کسی که تو را محروم ساخت، ببخشای. با کسی که با تو قطع رابطه کرد، پیوند برقرار کن. از کسی که به تو ستم کرد، درگذر. اگر چنین کنی، خداوند پشتیبان تو خواهد بود(علامه مجلسى، بحار الأنوار، موسسه الوفاء بیروت ، ۱۴۰۴).

یکى از مباحث مهم تربیتى، عدالت ورزى والدین در اظهار محبّت به فرزندان و واگذارى امکانات مادّى به آنهاست. این مسأله از دو نگاه ، قابل بحث و بررسى است: فقهى ـ حقوقى و تربیتى.

آنچه در این جا مورد نظر است، عدالت‌ورزى نسبت به فرزندان از نگاه دوم است

عدالت ورزى نسبت به فرزندان، مى تواند آثار تربیتى مهمّى را بدین شرح به دنبال داشته باشد:

فرزندان نیز متقابلاً به والدین لطف و نیکى مى کنند و حقوق آنان را رعایت خواهند کرد. ۲. آنان نیز نسبت به فرزندان خود، از مرز عدالت تجاوز نخواهند کرد. ۳. عدالت ورزى میان فرزندان، مانع از حسادت و کینه ورزى آنان نسبت به هم خواهد شد. ۴. مهم تر این که کودک، از آغاز زندگى با روح عدالت ورزى پرورش خواهد یافت و رفتار عادلانه خانواده، زمینه را براى تأمین عدالت اجتماعى فراهم خواهد ساخت. بر عکس، بى عدالتى و رفتار تبعیض آمیز نسبت به فرزندان، نه تنها والدین را از محبّت آنان محروم مىکند، بلکه آینده فرزندان را نیز با خطر مواجه مى‌کند. از این رو، دانشمندان تعلیم و تربیت در عصر حاضر، رعایت عدالت در برخورد با فرزندان را براى پرورش انسان هاى شایسته، ضرور مى دانند؛ امّا اسلام از چهارده قرن پیش بر این امر تأکید کرده است. پیامبر خدا به مسلمانان توصیه مى فرمود که نه تنها در واگذارى امکانات مادّى ، بلکه در بوسیدن فرزندان نیز عدالت را رعایت کنند. بدیهى است که رفتار عادلانه، به معناى برخورد مساوى و یکسان نیست. چه بسا رعایت عدالت ایجاب مى‌کند که پدر براى برخى از فرزندان خود، به دلیل استعداد بیشتر یا کمتر، یا به دلیل بیمارى یا به جهات دیگر، هزینه بیشترى را متحمّل شود. این به معناى بى عدالتى نیست. البته آنها در این گونه موارد نیز باید سایر فرزندان را نسبت به اقدام خود، توجیه کنند. همچنین، در صورتى که پدر احساس کرد رعایت حقّ یکى از فرزندان، پیامدهاى منفى و خطرناکى را به دنبال خواهد داشت، از آن صرف نظر کند.
فروتنی و احترام به دیگران
تواضع حالتى درونى است که نمى‌گذارد انسان خود را از دیگران برتر ببیند. تواضع و فروتنى در برابر دیگران موجب خشنودى خداوند است و در دنیا بزرگى و عزت مى‌آورد. کسى که خویشتن را کوچک نمى‌شمارد و احساس ضعف و کمبود در برابر دیگران ندارد مى‌تواند براى خدا در برابر بندگان او فروتنى کند و کسى که معیار نیکى و بزرگى هر کسى را نزدیکى به خداوند مى‌داند، در برابر هر مومن فروتن مى‌شود و این فروتنى را مایه رفعت مقام خویش در نزد خداوند مى‌شمارد. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: ما تواضع احد لله الا رفعه‌الله؛ هیچ کس براى خدا فروتنى نکرد جز آنکه خداوند او را بلند مرتبه داشت. خداوند بندگان خویش را به سبب فروتنى ستود و آنگاه فرمود: و عبادالرحمان الذین یمشون على الارض هوناً؛ و بندگان خداى رحمان آنانند که روى زمین به نرمى گام برمى‌دارند. و نیز خداوند پیامبر بزرگوارش را به این خلق نیکو امر فرمود: و احفض جناحک لمن اتبعک من المومنین؛ و براى مومنانى که تو را پیروى کردند بال خود فرو گستر (فروتنى کن). امیرالمومنین (ع) در توصیف متقین فرمودند: مشیهم التواضع. روش متقین فروتنى است و نیز تواضع را از اخلاق انبیاء شمردند. تواضع اگر ناشى از ایمان و براى بزرگداشت مومنان باشد براى رسیدن به هدف غایى انسان سودمند است.

توسل و تلاش ‌
توسل به معنای واگذاری و دست روی دست گذاشتن نیست، چنان که در مساله توکل نیز این معنا صدق نمی‌کند، زیرا توکل و توسل به معنای تاثیرگذاری خدا بر هستی و توحید افعالی است و تلاش و جهاد از سوی بشر به معنای آن است که تلاش فرد در طول اراده الهی است؛ زیرا خداوند دنیا را مکان تأثیر اسباب قرار داده و بدین جهت به دارالاسباب شهرت یافته است. در روایات معتبر است که خداوند پرهیز دارد که امور جز در مسیر اسباب به سرانجام برسد. بنابراین در آیاتی که سخن از توسل است، سخن از تلاش و جهاد از سوی بنده و به کارگیری تقواست. در قرآن پس از تأکید بر توسل‌جویی آمده است: اگر می‌خواهید رستگار شوید و به هدف برسید از وسیله استفاده کرده و در راه او تلاش و جهاد کنید (مائده آیه ۳۵). ‌برای توسل آثار بسیاری بیان می شود ولی به عنوان برخی از مصادیق قرآنی توسل می‌توان به آثاری چون آمرزش گناهان - که خود عاملی مهم در جذب برکات و رهایی از مشکلات و سختی‌ها و تنگناهاست- اشاره کرد (بقره آیه ۳۷). این که بر آمرزش گناهان تأکید می‌شود از آن روست که در نگرش قرآنی عامل بسیاری از مشکلات و سختی‌های دنیوی و بیماری‌ها، گناهانی است که انسان مرتکب می‌شود. همین مسأله باعث می‌شود که برکات آسمانی و زمینی به دست فرد یا جامعه نرسد. قرآن می‌گوید که با تقواپیشگی می توان از همه برکات زمین و آسمان بهره‌مند شد. اگر بخواهید درهای آسمان باز شود تقوا پیشه کنید. بنابراین دوری از گناهان و تقوا امری مهم در رهایی از مشکلات بشمار می رود. برای رهایی از گناه می بایست در توبه را گشود که توسل عامل مهم در گشودن در توبه به سوی فرد و جامعه است. از اینجاست که در رحمت الهی نیز باز می‌‌شود و توسل به عنوان عاملی در این راستا معنا می یابد (نساء آیه۶۴ و نیز ممتحنه آیه ۱۲). ‌‌ ‌

نکته مهم برای پذیرفته شدن توبه
گاه عزممان را جزم کرده‌ایم که تکرار گناه نداشته باشیم و بارها از خداوند سبحان خواسته ایم که در این مهم یاورمان باشد. گاه خواسته‌ایم که توفیق توبه نصیبمان کند و با بار سنگین گناه و معصیت اجل سراغمان نیاید و فرصتمان تمام نشود. بسیار گفته ایم که: أُطلبُ العَفوَ، إِذا العَفوُ نَعتٌ لِکَرَمِکَ[۱] که ای باری تعالی، ای بلند مرتبه؛ بخشش نمایش کرم توست و ما هیچ از متاع ناچیر دنیا نمی خواهیم جز غفران و بخشایش تو. که خودت بارها در مصحف شریف گفته ای که: انَّ اللهَ غفورٌ رحیمٌ، انَّ اللهَ عفوٌ غفورٌ، انَّ اللهَ هو توّابٌ الرحیمٌ و ... و ما بر این باوریم؛ و قطعاً آنجا که جهل سراغمان می‌آید و عمل قبیحی مرتکب می‌شویم از سر عداوت و لجاجت با امر تو نیست؛ بلکه ما ضعیفیم. در قرآن کریم خداوند می‌فرماید: (إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلىَ اللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بجِهَالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قَرِیبٍ فَأُوْلَئکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیهْمْ وَ کاَنَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا.) (جز این نیست که توبه از آن کسانى است که به نادانى مرتکب کارى زشت مى‌شوند و زود توبه مى‌کنند. خدا توبه اینان را مى‌پذیرد و خدا دانا و حکیم است.)[۲] می‌توان گفت که یکی از شرایط توبه این است که آدمی از روی جهالت و نادانی مرتکب گناهی شود، جهالت نه به این معنا که نمی داند آن فعل گناه است؛ بلکه بدین مفهوم که از سر عداوت و لجاجت با امر پروردگار انجام نداده باشد. آدمی باید به محض متوجه شدن توبه کند و آن را به تعویق نیندازد و در ادامه به اصلاح بپردازد. (... أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنکُمْ سُوءَ ا بجِهَلَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِیم.)(... زیرا هر کس از شما که از روى نادانى کارى بد کند، آن گاه توبه کند و نیکوکار شود، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است.)[۳] (وَ إِنىّ‌ لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا ثمُ‌ اهْتَدَى.)(هر کس که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند و به راه هدایت بیفتد، مى‌آمرزمش.)[۴] یعنی با یاد قلبی خداوند و نه ذکر لسانی استغفار کند، تصمیم قطعی بگیرد که دیگر مرتکب آن نشود و اصرار بر انجام آن نداشته باشد؛ حتماً وعده خداوند شامل حال او می‌شود؛ (وَ الَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یُصرِّواْ عَلىَ‌ مَا فَعَلُواْ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ.)(و آن کسان که چون مرتکب کارى زشت شوند یا به خود ستمى کنند، خدا را یاد مى‌کنند و براى گناهان خویش آمرزش مى‌خواهند و کیست جز خدا که گناهان را بیامرزد؟ و چون به زشتى گناه آگاهند در آنچه مى‌کردند پاى نفشرند.)[۵] آدمی باید بداند اگر از روی علم و عناد با حکم پروردگار عمل قبیح و معصیتی انجام دهد و یا اینکه هنگام فرا رسیدن اجل و مرگ توبه کند؛ در آن صورت طبق آیات قرآن آن توبه پذیرفتنی نیست. (وَ لَیْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّاتِ حَتىَّ إِذَا حَضرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنىّ‌ تُبْتُ الْانَ وَ لَا الَّذِینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ کُفَّارٌ أُوْلَئکَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا.)(توبه کسانى که کارهاى زشت مى‌کنند و چون مرگشان فرا مى‌رسد مى‌گویند که اکنون توبه کردیم، و نیز آنان که کافر بمیرند، پذیرفته نخواهد شد. براى اینان عذابى دردآور مهیا کرده‌ایم.)[۶] چنین فردی از شیاطین الانس است، به نوعی استکبار نسبت به مقام باری تعالی دارد و در واقع از هتک حرمت الهی باکی ندارد. این فرد مصداق آیه (مَنِ اتخَّذَ إِلَهَهُ هَوَئه)[۷] است. نکته دیگر در مورد توبه و بازگشت به سوی خداوند سبحان و طلب بخشش کردن این است که انسان توحید در غفران داشته باشد؛ بدین معنا که معتقد باشد هیچ غافر دیگری غیر از خدا وجود ندارد. خداوند باری تعالی نیز مزد و اجر توبه کنندگان را پذیرفتن توبه آنها و در ادامه بهشت برین قرار داده است تا آدمیان را تشویق کند تا در پی انجام هر گناهی بازگردند و طلب بخشش بجویند. (وَ الَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَ مَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یُصرِّواْ عَلىَ‌ مَا فَعَلُواْ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ، أُوْلَئکَ جَزَاءُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تجَرِى مِن تحَتِهَا الْأَنهْارُ خَلِدِینَ فِیهَا وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعَمِلِینَ.)( و آن کسان که چون مرتکب کارى زشت شوند یا به خود ستمى کنند، خدا را یاد مى‌کنند و براى گناهان خویش آمرزش مى‌خواهند و کیست جز خدا که گناهان را بیامرزد؟ و چون به زشتى گناه آگاهند در آنچه مى‌کردند پاى نفشرند. پاداش اینان آمرزش پروردگارشان است و نیز بهشت هایى که در آن نهرها جارى است. در آنجا جاویدانند و چه نیکو است پاداش نیکوکاران.)[۸]پس می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که راه بازگشت به سوی خداوند عزوجل همواره باز است و انسان می‌تواند بعد از انجام گناه و معصیت که به خاطر غفلت، جهالت، نسیان، هوای نفس که نوعی جهالت است؛ توبه کند و عزم بر ترک آن داشته باشد و امیدوار باشد که رحمت خداوند شامل حال او خواهد شد. زیرا؛ (فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیم.)(هر کس پس از کردار ناپسندش توبه کند و به صلاح آید، خدا توبه او را مى‌پذیرد، که او آمرزنده و مهربان است.)[۹] و هیچ گاه از رحمت الهی و اینکه توبه اش مورد قبول واقع شده است یا خیر؛ ناامید نشود؛ (قَالَ وَ مَن یَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّون.)(گفت: جز گمراهان چه کسى از رحمت پروردگارش نومید مى‌شود؟)[۱۰] طبق فرموده حضرت امیرالمومنین:کَانَ فِی الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ, وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا فَدُونَکُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّکُوا بِهِ، أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِی رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ ص، وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِی فَالِاسْتِغْفَارُ.[۱۱] بر روى زمین دو پناهگاه از عذاب خداى موجود بود: یکى از آن دو از میان ما رفت، اما آن دیگرى باقى است. پس آن را از دست مدهید و در آن آویزید. پناهگاهى که از میان ما رفت رسول خداى (صلی الله و علیه وآله) بود، و پناهگاه باقى طلب آمرزش از خداى آمرزگار است. یاد ما آدمیان باشد که توبه عدد و محدودیت ندارد.

دسته بندی: 
سبک زندگی

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید

CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.

اخبار صفحه اصلی

  • زن به عنوان نیمى از پیکره اجتماع و نقش تعیین‏ کننده ‏اش در بقا و گسترش نسل انسانى و پرورش و تربیت فرزندان و مانند آن، همیشه مورد توجه اندیشمندان بوده است. نمى‏توان در تاریخ از انسان سخن گفت، ولى...
  • گاهاً برخی از والدین وظایف خود را فراموش کرده و تربیت فرزندان در فضاهای مجازی انجام می‌شود اینترنت وسیله‌ای که مانند بسیاری از ابزارها جنبه‌های مثبت و منفی دارد و خوب یا بد بودن این تکنولوژی...
  • در دوران هشت سال دفاع‌مقدس عملیات‌های متعددی برای القای برتری نظامی یا توقف ماشین جنگی عراق از سوی رزمندگان ایرانی علیه نیروهای بعثی طراحی و اجرا شد که تعدادی از این عملیات‌ها برای تبرک و...
  •   دلایل زیادی برای انگیزه نداشتن نوجوانان وجود دارد، البته نوجوانان برای انجام کارهایی که والدین شان از آنان می خواهند ، انگیزه ندارند اما برای کارهایی که خودشان دوست دارند (مثل گفت وگوی...