شهید مطهری، عالم ربانی

بسم الله الرحمن الرحیم
شهید مطهری، عالم ربانی
به مناسبت فرا رسیدن سالروز شهادت استاد مطهری، شاخصه های فکری و رفتار عملی ایشان در مصاحبه با حجت الاسلام ادیب یزدی مطرح شد:
شاخصه اول: بصیرت (هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَی حَقِیقَةِ الْبَصِیرَةِ)
مطابق روایات و الگوهای تربیتی راه کسب فضایل و معارف در قاموس تربیتی اسلام دو راه است؛ یک راه همان راه معمول و مرسومی است که دانشمندان و دانشجویان برای فراگیری، محضر مبارک استاد را درک می کنند، یافته های ذهنی استاد را فرا می گیرند و در ذهن خود منعکس و منقش می کنند و چه بسا که ذهنشان شکوفا شود و با به هم پیوند زدن یافته های ذهنی به نتایج جدیدی برسند و حقایق بهتری را درک کنند. راه دیگری هم در جوامع روایی و تربیتی ما تشریح شده که مولای متقیان علیه-السلام در این بیان به آن اشاره می کنند و می فرمایند: «هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَی حَقِیقَةِ الْبَصِیرَةِ». در این راه متعلم و دانشجو به قریحه¬ای به نام «بصیرت» دست می یابد.
بصیرت و اعتماد حضرت حق
از خواص بصیرت این است که صاحب بصیرت مورد اعتنا و اعتماد حضرت حق واقع می شود و پروردگار عالمیان امواج علم را به سینه او منتقل می کند. این دیگر کار هر کس نیست، زیرا در اینجا حضرت حق مربی می شود و فطرت انسانی محل انتقال مراتب تربیت می گردد.
بصیرت، اکسیر اعظم است که خداوند به هر کس می خواهد خیر کثیر عنایت کند به او می دهد. به برکت این بصیرت درهای متعدد فهم الهی و فهم حقایق به روی انسان بصیر باز می شود و او قریحه-ای پیدا می کند که در انسان های معمولی نیست و به حقایقی دست پیدا می کند که معمولاً در خلال کتابها نمی توان به آنها دسترسی پیدا کرد. گویا نفس نفیسی است که انتخاب می شود تا مهبط حقایقی باشد که از آسمان بر قلب او نازل می شود.
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ» علم به سوی آن عالم هجوم می برد، علم دنبال دستاویزی در وجود آن عالم ربانی می گردد تا جایگاهی برای خودش پیدا کند. لهذا به چنین علمایی گفته می شود: «عالم ربانی»
علائم بصیرت
بصیرت عبارت است از اینکه انسان با یک چشمش نیازمندی های خویش را ببیند و با چشم دیگرش به نیازمندی های جامعه اش بنگرد؛ چون از هر کدام که غفلت کند ممکن است در نور بصیرت او نقص پیدا شود. بصیرت عبارت است از اینکه انسان آفاق زمان را بشناسد و به تطورات زمان توجه داشته باشد، گذشته را با یک حلقه اتصالیه نورانی به آینده پیوند زند و خود را در آن حلقه اتصال با جامعه مرتبط سازد.
خدا به کسی که اعتماد کند نور بصیرت را عنایت می فرماید و به کسی اعتماد می کند که او حسن ظن بالله داشته باشد و خود را در راستای تحقق حکومت حق به حرکت در آورد، یعنی هیچ چیز برایش مهم نباشد جز اینکه دین خدا جایگاه واقعی خویش را پیدا کند.
استاد مطهری، عالمی بصیر
وجود مبارک مرحوم استاد مطهری رضوان الله تعالی علیه نیز چنین بود. قلم مبارک ایشان، بیان رشیق و عمیق و عریف آن بزرگوار، کیفیت نگرش ایشان به مسائل، عمق و افق نگری در تحلیلهای علمی و تاریخی و اعتقادی، همه نشان دهنده این است که آن وجه اول و ضلع اولی که مولای متقیان در حکمت ۱۴۷ به آن اشاره فرموده اند در وجود مبارک حضرت استاد
موج می زده است. شخصیت برازنده حضرت استاد می سزد که روش و منش ایشان برای کسانی که به دنبال خدمت کردن واقعی اند اسوه باشد.
دسترسی به حقیقت علم
چیزی که از خدا برسد ماندنی و جانانه است؛ خوش به حال آنهایی که به حقیقت علم دسترسی پیدا می کنند و علم را از مبدأ و منشأ حقیقی اش اتخاذ می کنند و حضرت استاد علم را از منشاء خودش گرفت. قلم استاد را ملاحظه بفرمایید، تصنعی نیست. استاد کاسبکارانه و بازاری قلم نمی¬زند؛ یعنی نه برای کسب روزی دکان می زند و نه برای کسب علم دکان می زند. قلم استاد عمیق است و از یک نشئه الهی و از یک بحر مواج تمام نشدنی سرچشمه می گیرد. استاد به گونه ای در کتابهایش قلم زده که انگار اصل اسلام را شناخته و پیش رو دارد و این فرمایش حضرت امیر علیه السلام که: «هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَی حَقِیقَةِ الْبَصِیرَةِ» در سراسر کتابهای استاد موج می زند و سرّ اقبال به کتابهای ایشان و کهنه نشدن آن پس از چند دهه نیز همین امر است.
شاخصه دوم: حرکت بر مبنای یقین (وَ باشَروا روحَ الْیَقِینَ)
«وَ باشَروا روحَ الْیَقِینَ» می گوید برای اینکه به اصل قضیه برسی کجا باید بروی. این مرحله ای بالاتر از مرحله اول است. یعنی عالم فرزانه و واقعی کسی است که بر مبنای یقین حرکت می کند و شک را از خود می زداید. شک یک حقیقت مشکّک است، چنانکه یقین هم یک حقیقت مشکّک است. امام سجاد علیه السلام در مکارم الاخلاق برای یقین چند مرحله قرار می دهد.
اگر بخواهیم یقین را معرفی کنیم خیلی نیاز به بحث دارد، یقینی که انسان را به جایی برساند که با همه وجود از دین خدا دفاع کند و یقین داشته باشد که در صراط مستقیم قرار گرفته است. نشانه های این یقین چیست؟ امیرمؤمنان علیه السلام به همین یقین اشاره می کند: «وَ باشَروا روحَ الْیَقِینَ» یعنی انسان مباشرت کند به آن یقین. مانند اباعبدالله الحسین علیه¬السلام که وقتی به سمت کربلا حرکت کردند، یقین داشتند به شهادت می رسند اما مسیر را ادامه دادند. این شاخصه و ویژگی نیز در شهید مطهری وجود داشت.
شاخصه سوم: دوری از اتراف برای کسب علم: (وَ اسْتَلانُوا ما اسْتَعْوَرَهُ الْمُتْرَفُونَ)
حضرت استاد عمری را با سختی ها گذراند. اهل دنیا به دنبال اتراف و اسراف رفتند و زندگانی های آنچنانی برای خود ترتیب دادند، سرمایه های آنچنانی انباشتند و خوشی های دنیا را وجهه همت خود قرار دادند. امیرمؤمنان علیه-السلام می فرماید: شخصیت های بزرگی که من آه می کشم از دوری آنها، کسانی هستند که نقد جوانی خود را برای کسب رضای خدا و برای بدست آوردن احکام الهی مصروف کرده اند و حضرت استاد مطهری رضوان الله تعالی علیه از این بابت عجیب است.
شاخصه چهارم: انس با درک حقایق (وَ أنِسُوا بِما اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجاهِلُونَ)
آیا می دانید هجرت حضرت استاد از قم به تهران به چه دلیل بوده است؟ امیرمؤمنان علیه السلام به این موضوع هم عنایت دارد: «وَ أنِسُوا بِما اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجاهِلُونَ» به چیزی انس می گیرند و به دنبال آن می روند که جهال از آن فراری اند. جهال معمولاً از فهم و درک حقایق فراری اند اما عالم فرهیخته فرزانه با آن انس دارد.
آه آه شوقاً علی روئیتهم. امیرمؤمنان علیه السلام آه می کشد و می گوید چقدر آرزوی دیدار این علمای بزرگوار را دارم.
منبع: جاوید موسوی، سید حمید، مطهری که بود؟، چاپ اول، تهران: صدرا، ۱۳۸۷ش. تلخیص سخنرانی حجة الاسلام ادیب یزدی در مسجد قبا در اردیبهشت ۱۳۸۵، صص ۸۹-۱۰۳.
 

دسته بندی: 
خبر و تحلیل

اخبار صفحه اصلی