اصلاح گفتار

 اصلاح گفتار
منبع : زندگی در پرتو اخلاق، ص: ۷۱؛ آیت الله مکارم شیرازی
زبان ترجمان دل و کلید شخصیت است
اصلاح «زبان» و گفتار از آن جهت اهمیت فوق العاده در بحثهای اخلاقی بخود گرفته که زبان ترجمان دل و نماینده عقل و کلید شخصیت انسان است و مهمترین دریچه ای می باشد که به روح انسان گشوده می شود.

به عبارت روشنتر، آنچه در صفحه روح بشر نقش می بندد (اعم از پدیده های فکری و عاطفی و احساساتی) قبل از هر چیز بر صفحه زبان و در لابه لای گفته های او خودنمایی می کند. اگر در گذشته اطبا قسمت مهمی از اعتدال و انحراف مزاج را از چگونگی زبان تشخیص می دادند، روانکاوان امروز بیشتر مسایل روانی را در خلال گفتگوهای افراد، جستجو می کنند!

روی این جهات است که علمای اخلاق اهمیت خاصی برای اصلاح زبان قائل هستند و اصلاح آن را نشانه تکامل روح و تقویت فضائل و ملکات برجسته اخلاقی می دانند. در احادیث اهل بیت علیهم السلام نیز این حقیقت در ضمن بیانات کوتاه و جالبی بیان شده است. دو جمله زیر که به ترتیب از امیرمؤمنان علی علیه السلام و امام صادق علیه السلام نقل شده است شاهد گویای این مدعاست:

۱- «الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ»[۱]

انسان زیر زبان خود پنهان است!

یعنی نه تنها شخصیت علمی بلکه شخصیت اخلاقی و اجتماعی و بطور کلی شخصیت انسانی او زیر زبان اوست و تا سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.

۲- «لا یسْتَقِیمُ ایمانُ عَبْدٍ حَتّی یسْتَقِیمَ قَلْبُهُ، وَلا یسْتَقِیمُ قَلْبُهُ حَتّی یسْتَقِیمَ لِسانُهُ»[۲]

استقامت و راستی ایمان، بدون استقامت و راستی قلب ممکن نیست، و آن نیز بدون استقامت و راستی زبان وجود پیدا نخواهد کرد.

سی گناه بزرگ که از زبان سرچشمه می گیرد
اهمیت اصلاح زبان آنگاه آشکارتر می گردد که بدانیم قسمت مهمی از گناهان، مانند قسمت مهمی از اعمال نیک بوسیله زبان انجام می گیرد.

مرحوم «فیض» در کتاب «محجة البیضاء» و «غزالی» در «احیاء العلوم» بحث بسیار مشروحی تحت عنوان «گناهان زبان» ذکر کرده اند، از جمله غزالی بیست نوع انحراف و گناه برای زبان نقل نموده است بدین ترتیب:

۱- گفتگو در اموری که به انسان مربوط نیست.

۲- سخنان زیاد و بیهوده گویی.

۳- گفتگو در امور باطل مانند وصف مجالس شراب و قمار و زنان آلوده.

۴- جدال و مراء (خرده گیری و اعتراض بر دیگران به منظورهای غلط مانند تحقیر دیگران یا اظهار فضل خود).

۵- خصومت و نزاع و لجاج در کلام.

۶- تصنع در سخن و تکلف در سجع و مانند آن.

۷- بد زبانی و دشنام.

۸- لعن کردن.

۹- غنا و اشعار غلط.

۱۰- افراط در مزاح.

۱۱- سخریه و استهزاء.

۱۲- افشاء اسرار دیگران.

۱۳- وعده دروغ.

۱۴- دروغ در گفتار و قسم.

۱۵- غیبت.

۱۶- سخن چینی.

۱۷- نفاق در سخن (زبان دوگانه داشتن).

۱۸- مدح بیجا.

۱۹- غفلت از دقایق و لوازم سخن و خطاهایی که از این رهگذر دامنگیر انسان شود.

۲۰- سؤالات عوام از مسایل پیچیده مربوط به عقاید که درک آنها از عهده او خارج است.

ناگفته پیداست که آفات و انحرافات زبان منحصر به آنچه «غزالی» شماره کرده نیست بلکه آنچه در کلام او ذکر شده تنها قسمت مهمی از آن است و شاید نظر او هم غیر از این نبوده، مثلًا امور زیر نیز از انحرافات زبان است که در گفتار او نیامده است:

۱- تهمت زدن.

۲- شهادت به باطل.

۳- خودستایی.

۴- اشاعه فحشا و نشر شایعات بی اساس و اکاذیب اگرچه بعنوان احتمال باشد.

۵- خشونت در سخن.

۶- اصرار بیجا (مانند کار بنی اسرائیل و امثال آن).

۷- ایذاء دیگران با گفتار خود.

۸- مذمت کسی که سزاوار نکوهش نیست.

۹- کفران نعمت با زبان.

۱۰- تبلیغ باطل و تشویق به گناه.

البته بعضی از آنچه در بالا ذکر شد ممکن است مندرج در بعضی دیگر شود (مثلًا وعده دروغ و شهادت به باطل را می توان داخل در مطلق دروغ دانست) و نیز پاره ای از آنها اختصاص به زبان ندارد (مثلًا غیبت، ایذاء مؤمن، کفران نعمت و مانند اینها هم ممکن است با زبان تحقق یابد و هم بوسیله غیر از زبان).

ولی آنچه جای تردید نیست این است که مسأله اصلاح زبان باید بعنوان یکی از مهمترین مسائل اخلاقی مورد مطالعه و تعلیم قرار گیرد.

اهمیت این موضوع هنگامی روشنتر می شود که توجه به این حقیقت داشته باشیم که زبان سهلترین و ساده ترین و کم خرجترین وسیله ای است که در اختیار انسان قرار دارد، بعلاوه سرعت عمل آن با هیچ چیز دیگر قابل مقایسه نیست و لذا باید به شدت مراقب آن بود و از این نظر می توان آن را به مواد مفیدی که قابلیت و قدرت انفجار شدید دارد تشبیه نمود، همانطور که انسان از چنان موادی به دقت مراقبت می کند باید همواره مراقب این عضو حساس خویش نیز باشد.

خاموشی و سکوت
با توجه به خطراتی که از آزاد گذاشتن زبان دامنگیر انسان می شود بزرگان اخلاق سکوت را در مواردی که سخن گفتن ضرورتی ندارد بعنوان یکی از طرق پیشگیری از آن خطرات بزرگ شمرده اند و درباره آن روایات فراوانی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اهل بیت علیهم السلام رسیده که اهمیت آن را کاملًا روشن می سازد و به همین جهت است که عده ای از بزرگان، تهذیب نفس را از همین مسأله شروع نموده اند.

گذشته از اینها سکوت یک حالت «تفکر» و «روحانیت» و «روشن بینی» به انسان می بخشد که قابل توجه است و شاید روی همین جهت است که در شرح سرگذشت زکریا پیامبر بزرگ خدا می خوانیم که سه روز سکوت و بسته شدن زبان وی به عنوان نشانه استجابت دعای او در مورد تقاضای فرزند قرار داده شد:

(قالَ آیتُک الّا تُکلِّمَ النّاسَ ثَلاثَ لَیالٍ سَوِیاً)[۳]

فرمود: نشانه تو این است که سه شبانه روز قدرت تکلم (با مردم) نخواهی داشت؛ در حالی که زبانت سالم است.

و به «مریم» دستور نذر روزه سکوت داده شد:

(فَقُولِی انِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ اکلِّمَ الْیوْمَ انْسِیاً)[۴]

بگو: من برای خداوند رحمان روزه ای نذر کرده ام، بنابراین امروز با هیچ انسانی سخن نمی گویم.

در حالات پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می خوانیم که قبل از نزول وحی روزهای متوالی در غار حرا به سکوت و تفکر می پرداخت و در اسرار آفرینش اندیشه می کرد.

فواید سکوت را می توان بطور فشرده در امور زیر خلاصه کرد:

۱- سکوت انسان را در مقابل بسیاری از گناهان بیمه می کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در آن جمله کوتاه و پرمعنی خود می فرماید:

«مَنْ صَمَتَ نَجا»[۵]

آن کس که سکوت کند نجات می یابد.

علت این مطلب نیز روشن است، زیرا بسیاری از گناهان بوسیله زبان انجام می گیرد. چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:

«انَّ اکثَرَ خَطایا ابْنِ آدَمَ فِی لِسانِهِ»[۶]

بیشتر اشتباهات انسان در زبان است.

و در حدیث دیگر از آن حضرت نقل شده:

«اخْزُنْ لِسانَک الّا مِنَ الْخَیرِ فَانَّک بِذلِک تَغْلِبُ الشَّیطانَ»[۷]

زبانت را جز از سخن نیک نگاهدار که به این وسیله بر شیطان پیروز می شوی.

۲- سکوت، انسان را به فکر و اندیشه که سرچشمه حیات معنوی اوست دعوت می کند و لذا افراد ساکت نوعاً فکور و پرمایه و اهل عملند، بعکس افراد پرحرف که غالباً کم مایه اند و کمتر از خود عمل نشان می دهند.

در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده که فرمود:

«اذا رَأَیتُمُ الْمُؤْمِنَ صَمُوتاً وَقُوراً فَادْنُوا مِنْهُ فَانَّهُ یلْقِی الحِکمَةَ»[۸]

هنگامی که مؤمن را ساکت و با وقار یافتید با وی تماس بگیرید که حکمت تعلیم می دهد.

و نیز از علی علیه السلام نقل شده:

«اذا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْکلامُ»[۹]

هنگامی که عقل انسان کامل شد، سخنش کم می شود.

ممکن است نکته این مطلب گذشته از آنچه ذکر شد که «سکوت بهترین وسیله برای زنده کردن نیروی اندیشه است» این باشد که هنگام سخن گفتن نیروهای فراوان فکری مصرف می شود، اگر این انرژیها ذخیره گردد نیروی عظیمی را تشکیل خواهد داد که بوسیله آن حقایق بزرگی را می توان درک نمود؛ بعلاوه سکوت، آرامبخش روح و تعدیل کننده احساسات است.

۳- پرحرفی که نقطه مقابل سکوت است انسان را لاابالی بار می آورد، زیرا لغزشهای انسان را زیاد و حیا را کم می کند و با شکسته شدن سدّ حیا که نتیجه کثرت لغزشهاست اعمال خلاف را برای شخص ساده می نماید چنانکه امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید:

«مَنْ کثُرَ کلامُهُ کثُرَ خَطَأُهُ، وَمَنْ کثُرَ خَطَأُهُ قَلَّ حَیاؤُهُ وَ مَنْ قَلَّ حَیاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ، وَمَنْ قَلَّ وَرَعُهُ ماتَ قَلْبُهُ، وَمَنْ ماتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النّارَ»[۱۰]

آن کس که زیاد سخن می گوید زیاد اشتباه می کند، و آن کس که زیاد اشتباه کند حیای او کم می شود، و کسی که حیایش کم شد پارساییش نقصان می گیرد، و کسی که پارساییش نقصان گیرد قلبش می میرد، و کسی که قبلش بمیرد داخل آتش دوزخ می شود.

و شاید به همین ملاحظه است که «سکوت» یکی از عبادات مهم شمرده شده است:

«الْعِبادَةُ عَشَرَةُ اجْزاءٍ تِسْعَةٌ مِنْها فِی الصَّمْتِ»[۱۱]

عبادت ده جزء دارد که نُه جزء آن در سکوت است.

اشتباه نشود، سکوت از قبیل عزلت و کناره گیری که موضوع گناه را از بین می برد نیست، بلکه یک نوع خودداری از گناه است و در مواردی که میل به بعضی از گناهان از قبیل غیبت، دروغ و... پیدا می کند، هرگاه خویشتن داری و سکوت اختیار نماید فضیلتی را علاوه بر سلامت برای خود کسب کرده است.

این موضوع نیز ناگفته نماند که سکوت در مواردی که سخن گفتن لازم است، یکی از بزرگترین معایب محسوب می گردد و نشانه ضعف و زبونی و ناتوانی و عدم شهامت روحی و ترس از غیر خداست.

این را هم باید توجه داشت همانطور که بیشتر گناهان با زبان انجام می شود، قسمت مهمی از عبادات و اعمال نیک از قبیل ذکر خدا، ارشاد مردم، تعلیم و تربیت، امر به معروف و نهی از منکر، جهاد با سخن و... بازبان انجام می گیرد.

پی نوشت ها

[۱] نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۱۴۸.

[۲] مجلسى، بحار الانوار ۷۵/ ۲۶۲. و محجّة البیضاء ۵/ ۱۹۳.

[۳] سوره مریم( ۱۹) آیه ۱۰.

[۴] سوره مریم( ۱۹) آیه ۲۶.

[۵] مجلسى، بحار الانوار ۷۷/ ۸۸. و محجّة البیضاء ۵/ ۱۹۲.

[۶] فیض کاشانى، محجّة البیضاء ۵/ ۱۹۴.

[۷] فیض کاشانى، محجّةالبیضاء، جلد ۵، صفحه ۱۹۵.

[۸] فیض کاشانى، محجّة البیضاء ۵/ ۱۹۵.

[۹] نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۷۱.

[۱۰] نهج‏البلاغه، کلمات قصار، شماره ۳۴۹.

[۱۱] فیض کاشانى، محجّة البیضاء ۵/ ۱۹۶.

 

دسته بندی: 
گنجینه معارف

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید

CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.

اخبار صفحه اصلی

  • در روایات اسلامی آمده که: نماز صبح از میان نمازها این امتیاز دارد که ملائکه شب و ملائکه روز آن را مشاهده می کنند.زیرا نماز صبح اگر در اول وقت خود انجام شود دقیقاً در لحظه ای انجام شده است که ملائکه...
  • بدون تردید یکی از زمینه‌های گناه، محیط فاسد و ناپاک است. محیط از نظر کیفی و کمی دارای اقسامی است؛ مانند محیط مدرسه، خانه، اداره، روستا،‌ شهر، دانشگاه و... که هرکدام به نحوی بر انسان تأثیر می‌گذارند؛...
  • حضرت امام حسن (ع) ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه ، فیستبقون فیه بطاعته الی مرضاته .( تحف العقول ، ص ۲۳۹ ) به درستی که خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه خلق خود ساخته تا به وسیله طاعتش به...
  • در این یادداشت به چند توصیه از مرحوم آیت الله کشمیری (ره) برای استفاده هرچه بیشتر از ضیافت الله پرداخته شده است.   توصیه‌هایی از مرحوم آیت‌الله کشمیری(ره) برای بهره‌...
  •   پاسخ دکتر رجبی به یک شبهه آیا واقعا امام حسن(علیه‌السلام) ازدواج و طلاق‌های مکرر داشتند؟ یکی از شبهاتی که در مورد امام حسن(علیه‌السلام) مطرح می‌شود، بحث ازدواج‌ها و طلاق‌های مکرر ایشان...
  • دریای نگاه دریای نگاه، عمقی دارد به ژرفای دل مهر دیده بر قلب رسوخ می کند، بی آنکه حتی واژه ای بر زبان جاری شود. در نگاهی که محبّت و قدردانی موج می زند، بر ساحل دل، دُر نایاب عشق می نشیند....
  • تغذیه افطار ۱- برای باز کردن افطار توصیه می شود از دو لیوان آب جوش ولرم و یا نمک استفاده شود، شروع افطار با نمک و آب جوش، بدن را آماده دریافت مواد غذایی دیگر می‌کند. ۲- از دیگر غذاهای مناسب برای...
  • همان طور که ماه رمضان بهار قرآن است، بهار دعا و مناجات با خداوند نیز هست. در این رابطه چند نکته را متذکر می شویم: اولاً، ارزش دعا برای مؤمن تا به آنجا است که خداوند ارزش افراد را به دعای آنها می¬...
  • شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَنْ کانَ مَریضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِد...