ارزش کار و کرامت کارگر در اسلام

کار، در نظام ارزشی اسلام به عنوان راز آفرینش و حکمت وجود مطرح است. آدمی جوهره وجودی خویش را با سعی و تلاش مینمایاند و ارزش حقیقی خود را با کار تعیین میکند.
نگرش انسان به کار، برابر با نگرش وی به جهان هستی است؛ آن کس که همه موجودات را منحصر در قلمرو ماده میداند و در بخش شناخت شناسی، راهی جز راه حس و تجربه را به رسمیت نمیشناسد، کار را در حد تولید مادی و مصرف مادی میانگارد؛ ولی آنکس که با فرهنگ قرآن آشناست، هستی را فراتر از ماده میبیند، به کار نیز با دید وسیعتری نگاه میکند و با تقدس بخشیدن به آن از راه دید معنوی، عرصههای فعالیت را گستردهتر میسازد.
علاوه بر این، یکی از اصلیترین اصول اقتصاد، وجود نیروی انسانی کار آمد و ممتاز است؛ عنصری که وجود او گردونه اقتصاد را در مسیر ساز و برگ نظام معیشتی حرکت میدهد و از ارکان مهم استقلال هر ملتی به شمار میآید؛ لیکن این تنها ناحیه فرعی و نازل وجود کارگر است. کارگر از نگاه اسلام، انسان شریفی است که جنبه سعی و تلاش او ضمن به بار نشاندن ساختار اقتصادی و تامین معیشت بشری، زمینهای رسا و پویا برای ارتقا به مراحل برتر و تحصیل کرامت انسانی است؛ این همان حصّه اصیل و عمده وجود کارگر است.
کرامت ویژهای که اسلام برای کارگر قائل است، با هیچ ارزش مادی قابل مقایسه نیست؛ در برخی روایات، قوام طبقات مختلف اجتماع، اعم از نیروهای نظامی و انتظامی، قوّه قضاییه و... وابسته به پیشهوران و ارباب مشاغل دانسته شده و به حاکم مسلمین توصیه شده است که نسبت به آنها رسیدگی کند.[نهجالبلاغه، نامه ۵۳.] این سخنان زیبا، جایگاه و ارزش کارگر را در اسلام روشن میسازد و به کارگر، روحیهای پرنشاط و ملکوتی میبخشد تا در راه تولید و کسب استقلال اقتصادی و تأمین موارد احتیاج خود و همنوعان خویش، از هیچ کوششی دریغ نورزد. این نکته در کلام رهبر انقلاب نیز اینگونه ترسیم شده است: «یک عده ‌ای در یک برهه‌ ای حکومتِ به اصطلاح کارگری تشکیل دادند ...؛ خیری از آنها به کارگر نرسید... در دنیای غرب هم بیمه‌ های کارگری، حمایت از کارگر، و چه و چه، عمدتاً برای این است که کارگر کار کند تا آن - به قول معروفِ امروز - «یک درصد» لذت ببرد و کامرانی کند. با کارگر ، صادق و روراست نیستند. اسلام با کارگر صادق است، روراست است، منطق دارد.» منطق هم اینگونه است که: «العلم یهتف بالعمل فان اجاب و الّا ارتحل؛ دانش، کار را صدا می زند؛ اگر کار پاسخ داد، دانش می ماند و توسعه پیدا می کند؛ اگر کار پاسخ نداد، دانش هم می رود.» ببینید چه بیان زیبائی است. یعنی پیدایش دانش، پایداری دانش، پیشرفت دانش، وابسته‌ به کار است. اینها منطق است، اینها مبنای فکری است؛ اسلام اینجوری است. اسلام با قشر کارگر صادقانه برخورد می کند.»
منابع:
۱- آیت الله جوادی آملی، انتظار بشر از دین، چاپ ششم، قم: اسراء، ۱۳۸۹، صفحات ۱۵۳-۱۷۶.
۲- بیانات رهبر انقلاب در دیدار کارگران کارخانجات تولیدی داروپخش، ۱۰/۲/۱۳۹۱.
 

دسته بندی: 
خبر و تحلیل

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید

CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.

اخبار صفحه اصلی