وب سایت سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

No Install Flashplayer

چهارشنبه 5 شهريور 1393
الأربعاء 1 ذو القعدة 1435
Aug 27 2014

اهميت فرهنگ در سلامت و سعادت جامعه

اين ادعا قابل ترديد نيست كه دولت نهم، فضاي سياسي كشور را در همين مدت نه چندان زياد، از عطر ارزش ها و اصول راستين اما مهجور انقلاب، عطرآگين ساخته و توانسته با شتاب بسياري، پروژه ي رجعت به راه امام راحل (ره) و احياي مديريت ارزشي و انقلابي را دنبال نمايد.

كساني كه به هر نوعي، نقشي در زمينه متروك سازي ارزش ها و نزول فرهنگ انقلابي در دو دهه اخير داشته اند، به همين سبب تلاش مي كنند تا دولت نهم را در مرداب چالش ها و كارشكني ها متوقف و بلكه نابود سازند. با توجه به مقدس بودن اين اهداف عالي و دشوار بودن طي طريق آن، لزوم حمايت قاطعانه از اين دولت، امري روشن است، اما نبايد تصور كرد كه نبايد از ضعف ها و كاستي ها سخن گفت وتنها به ستايش و توجيه هر چه كه در اين دولت رخ مي دهد پرداخت.

 

بدين جهت، مقام معظم رهبري در ديدار با رئيس جمهور و هيئت دولت در هفته دولت (1386.6.6) به برخي از نقايص دولت نهم اشاره و دولت را نسبت به حركت در جهت رفع آن ها توصيه كردند. ازجمله مقولاتي كه ايشان با تاكيد خاص درباره آن سخن گفتند - و يا به عبارتي ديگر، هشدار دادند - مقوله فرهنگ بود. ايشان تصريح كردند:

 

«فرهنگ مانند هوا براي زندگي انسان اهميتي حياتي دارد و بسياري از مشكلات جامعه ما با فرهنگ سازي حل مي شود. بنابر اين، بايد از بخش فرهنگ، رفع مظلوميت شود و ضمن اختصاص اعتبارات لازم، فرهنگ عمومي و عرصه ها ووسايل فرهنگي، جهت گيري ارزشي بيابند.»

به دليل اهميت وافر اين جملات و جايگاه راهبردي آن ها در افق نگاه دولتمردان و مديران فرهنگي كشور، در اين مقاله به شرح و تبيين آن ها مي پردازيم. مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:

رابطه حكومت و دين

در نسبت سنجي ميان حكومت ديني و هدايت گري فرهنگي، سه پرسش مهم مطرح مي شود :

الف. اصل لزوم هدايت گري فرهنگي، يعني آيا اساساً حكومت ديني بايد در حوزه فرهنگ مداخله كند؟

ب: حدود هدايت گري فرهنگي، يعني اگر دولت اسلامي موظف به دخالت در قلم و فرهنگ است، اين دخالت تا چه ميزان است؟

ج. چگونگي هدايت گري فرهنگي، يعني حكومت ديني بايد از چه روش ها و ابزارهايي در اين جهت استفاده كند؟

درباره مساله اول بايد به اين مطلب اساسي توجه نمود كه تفاوت حكومت ديني و حكومت غيرديني در چيست؟ روشن است كه رسالت هاي مادي و معيشتي هر دو نوع حكومت، چندان متفاوت نيست، بلكه رسالت هاي معنوي و فرهنگي آن ها موجب تمايزشان از يكديگر مي شود. به عبارت ديگر، هر نوع حكومتي - چه ديني و چه غيرديني - در قبال رفاه و سازندگي مادي و تامين نيازهاي اقتصادي مردم، احساس مسئوليت مي كند، اما در عرصه فرهنگ، حكومت غيرديني موضع بي طرفانه دارد و حكومت ديني، فلسفه وجود خويش را اقامه احكام و ارزش هاي ديني مي انگارد. توضيح اين كه اساساً دين از آنجا با حكومت و سياست ارتباط مي يابد كه لازمه ايجاد جامعه ديني و استقرار ارزش ها و تعاليم اسلامي، وجود حكومتي ست كه در اين زمينه گام بردارد، در غير اين صورت، تلاش هاي فردي يا گروهي مردم كه سازمان نيافته و پراكنده و فاقد توان و ضمانت لازم اند، راه به جايي نخواهد برد و مقاصد ديني را به طور كافي برآورده و محقق نخواهد ساخت. بدين ترتيب، حكومت ديني شكل مي گيرد تا با تكيه بر توان و گستردگي اختيارات خود، فرهنگ اسلامي را با وسعت و قدرت فراگيرتري ترويج وحاكم نمايد. در قرآن كريم، رسالت اصلي انبيا و الهي، تزكيه و تعليم مردم دانسته شده است. افزون بر اين، در روايات مختلف اسلامي(براي مثال در نامه حضرت علي (ع) به جناب مالك اشتر)، تربيت كردن ديني مردم و گستراندن باورها و ارزش هاي اسلامي، جزء اولي ترين و اصلي ترين مسئوليت هاي حكومت هاي ديني دانسته شده است.

درباره ميزان دخالت حكومت ديني در فرهنگ عمومي، سه نظريه و نگاه وجود دارد:

اول. نگاه فاشيستي كه با رويكردي تماميت خواهانه (توتاليتر)، مرزي ميان حريم خصوصي و حريم عمومي نمي شناسد و از روش هاي پليسي و امنيتي در جهت برقراري فرهنگ مورد نظر خود استفاده مي كند.

دوم. نگاه ليبراليستي كه همچون ايده اش در حوزه اقتصاد، فرهنگ را نيز نوعي بازار آزاد تلقي مي كند و تفاوتي ميان حق و باطل و ارزش و ضدارزش قائل نيست و در قبال حقيقت و فضليت و اخلاق، بي طرف و بي اعتناست. در اين رويكرد، عرضه و تقاضا و ذائقه عمومي است كه فضا و جهت گيري بازار فرهنگ را تعيين مي كند؛ يعني دولت در پي هدايت گري فرهنگي نيست.

سوم. نگاه اسلامي كه در آن، حكومت ديني بي آن كه وارد حريم خصوصي افراد بشود، حريم عمومي را بر مبناي آموزه هاي اسلامي، مهندسي مي كند و با استفاده از قابليت هاي مادي و ساختاري خود، از حق حمايت و باطل را محدود و محو مي سازد. در اين نگاه، خلاقيت هاي فردي سركوب نمي شود و مخالف، مجال اظهارنظر مي يابد، اما فضا به گونه اي شكل نمي گيرد كه افراد جامعه در تشخيص حقيقت از ضلالت، دچار سردرگمي بشوند و هر نوع كالاي فرهنگي و فرآورده فكري و ارزشي، در جامعه عرضه شود. در اينجا، مسئله سوم نيز رخ مي نمايد كه به روش ها و ابزارهاي فرهنگي حكومت اسلامي اشاره دارد. پرواضح است كه اين نوع حكومت كه براي فرهنگ، اصالت و اولويت قائل است، در درجه نخست از سازوكارهاي تبليغي انبياء الهي استفاده مي كند؛ يعني حكمت (برهان منطقي و استدلال عقلي)، موعظه (پند و نصيحت اخلاقي و بيداركننده) و مجادله (استفاده از مقبولات طرف مقابل براي محكوم كردن وي در فرايند گفت وگو). قرآن مي فرمايد: «ادع الي سبيل ربك بالحكمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتي هي الاحسن» (نحل. 126).

البته پس از اين مراحل، چنانچه افرادي بخواهند در جامعه، مفسده انگيزي كنند و انسان ها را اغواي فكري نمايند؛ حكومت ديني نبايد به استفاده از سازوكارهاي فرهنگي بسنده كند، بلكه بايد با قوه قهريه خويش به ميدان بيايد، چرا كه اضلال و اشاعه تباهي هاي اخلاقي و مفاسد فرهنگي، يك نوع جرم و بلكه بزرگ ترين جرم ها و معاصي در فرهنگ و تفكر اسلامي است و سخت ترين و شديدترين عقاب ها و مجازات ها را به دنبال دارد.

فرهنگ مثل هوا

«فرهنگ مانند هوا براي زندگي انسان، اهميتي حياتي دارد و بسياري از مشكلات جامعه با فرهنگ سازي حل مي شود.» نيازها و مقتضيات انساني را مي توان در دو طبقه جاي داد؛ يكي نيازها و مقتضيات مادي كه حاكي از مسائل مربوط به جسم آدمي هستند، ديگري نيازها و مقتضيات معنوي كه با ابعاد روحي انسان ارتباط مي يابند. از آن جا كه در تفكر اسلامي، اين روح است كه اصالت دارد نه جسم، قهرا نيازها و مقتضيات معنوي انسان بر نيازها و مقتضيات مادي وي اولويت و حاكميت مي يابند. اين ادعا متضمن نفي و طرد ابعاد جسماني حيات انسان و بي اهميت انگاشتن آن نيست، بلكه مقصود اين است كه چنانچه تزاحمي ميان اين دو جنبه از حيات انسان رخ بدهد، كدام يك را بايد بر ديگري ترجيح داد.

رواقع، بدن انسان تنها ابزاري است براي تحقق زندگي موقتي وي در دنيا، چرا كه لازمه زندگي دنيوي، برخورداري از وجود مادي براي انسان است.

غايت زندگي دنيوي، پرورش جسم نيست- هر چند لازم است- بلكه تربيت روح و تحصيل كمالات معنوي در راستاي كسب مقدمات لازم براي نيل به مقامات اخروي عالي ست. پس از مرگ نيز جسم انسان متلاشي مي شود، اما روح او بدون كوچكترين نقصي برجاي مي ماند و در پيشگاه خداي متعال حاضر مي گردد. از اين رو، هويت و شخصيت حقيقي انسان را همان اكتسابيات روحي و معنوي اش تشكيل مي دهد، نه كيفيت بدن جسماني اش. بدن، محملي بيش براي زندگي دنيوي او نيست.

افزون بر اين، از آن جا كه انسان موجودي آزاد و مختار است و با تكيه بر اراده خود عمل مي كند، كيفيت زندگي فردي و اجتماعي اش به جهت اراده اش وابسته است؛ يعني اين كه اراده او معطوف به خير است يا شر. آيا او به دنبال بندگي خداست يا اطاعت از شيطان؟ آيا منفعت و لذات خود را، حتي به بهاي تضييع حقوق و مصالح ديگران جستجو مي كند؟ آن چه كه جهت اراده انسان را تعيين مي كند، فرهنگ اوست؛ يعني مجموعه باورها و ارزش هاي او. به عنوان مثال، اگر انسان معتقد به حساب و كتاب روز جزا و لزوم پاسخ گويي در برابر خداوند متعال باشد، به خود اجازه تخطي از اوامر الهي و عصيان گري و صدمه زدن به مصالح و حقوق ديگران را نمي دهد. به عبارت جامع تر، فرهنگ ديني در چهار قلمرو كه اراده آزاد انسان در آن ها فعال است اثرگذار مي باشد:

اول. رابطه انسان با خداوند

دوم. رابطه انسان با خودش

سوم. رابطه انسان با انسان هاي ديگر

چهارم. رابطه انسان با طبيعت مادي.

سير حركت يك جامعه يا انسان، به فرهنگ حاكم بر آن وابسته است. تعالي يا انحطاط فرد يا جامعه، معلول مستقيم فرهنگ فردي يا جمعي است. از اين رو، فرهنگ مقوله اي بسيار مهم و تعيين كننده براي زندگي انسان است. فرهنگ تنها در قلمرو ابعاد فرهنگي زندگي انسان محدود نمي ماند، بلكه ساير ابعاد و جوانب را نيز درمي نوردد. براي مثال، كنش هاي سياسي و كنش هاي اقتصادي نيز تابعي از مؤلفه هاي موجود در فرهنگ هستند. بنابراين، صلاح و فساد يك جامعه ناشي از فرهنگ آن جامعه است. مصلحان حقيقي اگر در پي اصلاح يك جامعه هستند، بايد از كار بر روي فرهنگ جامعه آغاز كنند. در سوي مقابل، غفلت از فرهنگ برابر با زوال و اضمحلال اخلاقي و معنوي جامعه خواهد بود.

تأثير فرهنگ بر ابعاد زندگي

«بايد از بخش فرهنگ، رفع مظلوميت شود.» مظلوم و مهجور واقع شدن فرهنگ در رويكرد دولتمردان، اختصاصي به دولت نهم ندارد. با وجود آن كه انقلاب اسلامي اساسا يك انقلاب فرهنگي بود و انقلاب در ساير ابعاد حيات اجتماعي، متأثر از دگرگوني در اين ساحت بود و امام راحل(ره) نيز فرهنگ را مبدا تمام امور و سرچشمه سعادت يا بدبختي يك ملت مي دانستند، اما پس از گذشت يك دهه و رحلت ايشان و روي كار آمدن گفتمان سازندگي، فرهنگ به مقوله حاشيه اي تبديل شد و در مقابل، توسعه اقتصادي و رفاه مادي اصالت يافت. سپس در گفتمان اصلاحات، توسعه سياسي در صدر مقاصد دولتمردان واقع شد و متأسفانه، براساس انگاره هاي ليبراليستي و اباحي گرانه، بستري مساعد و فضايي باز براي سم پاشي اخلال گران، شبهه افكنان و غربزدگان فراهم گرديد. درنتيجه، فرهنگ عمومي به تدريج از مؤلفه ها و شاخصه هاي موردنظر امام راحل(ره) دور شد و آسيب ها و هنجارشكني هاي اجتماعي به صورت روزافزون شيوع يافت، به طوري كه اكنون شاهد وضعيت بحراني در برخي از حوزه ها هستيم.

در دولت نهم نيز باوجود آن كه در ابتدا شعار «دولت اسلامي» مطرح گرديد و درباره احياي ارزش هاي اسلامي و ضرورت بازگشت به سيره انقلابي سخن گفته شد، اغلب توجه دولت به بخش اقتصادي و چالش هاي آن معطوف شد و به تعبير مقام معظم رهبري، دوباره بخش فرهنگ، مظلوم واقع گرديد. مديران دولت نهم بايد دريابند كه حتي ابعاد اقتصادي و معيشتي جامعه نيز به نوعي متأثر از وضعيت فرهنگ عمومي اند واساساً، بسياري از معضلات اقتصادي كنوني كشور، ريشه در دور شدن فرهنگ عمومي از ارزش ها و باورهاي اسلامي دارند. رانت خواري، رشوه خواري، باندبازي، تبارسالاري، تبعيض و بي عدالتي، تضييع حقوق مردم، دست اندازي و خيانت به بيت المال، ثروت هاي بادآورده، رفاه طلبي و دنياگرايي مديران، بي اعتنايي به اقشار محروم و مستضعف و... جز از ضعيف بودن باورها و ارزش هاي اسلامي در افراد، از امر ديگري ناشي مي شود؟! كساني كه باورهاي مستحكم ديني دارند و ارزش هاي ديني را اصول و چهارچوب حاكم بر تمامي افعال و اعمال خود مي انگارند، در چنين ورطه هايي نمي افتند و يا حداقل، آسيب پذيري آن ها به شدت كمتر و محدودتر است.

فرهنگ ارزشي

«بايد فرهنگ عمومي و عرصه ها و وسايل فرهنگي، جهت گيري ارزشي بيابند.»

در بسياري موارد، تلقي مديران از برنامه ريزي و فعاليت فرهنگي، چيزي متفاوت با حقيقت آن است، به طوري كه برخي فرهنگ را مترادف با صنايع دستي، موسيقي، آواز و يا سخت افزارهاي فرهنگي و كميت آن ها- مثل تعداد مطبوعات، مدارس، دانشگاه ها، كتاب ها و... مي دانند. برخلاف اين ديدگاه، وقتي در چهارچوب تفكر اسلامي از برنامه ريزي و فعاليت فرهنگي سخن مي گوييم چيزي غير از نشر و اشاعه باورها و ارزش هاي ديني را درنظر نداريم. درواقع، باورها و ارزش هاي اسلامي به مثابه مضمون و محتوايي استكه به بسياري از شئون و قالب ها سرايت مي كند و برعلم، هنر، ادبيات، روابط اجتماعي، سياست، اقتصاد و... تأثير مي گذارد.

برپايه اين نظرگاه است كه مقام معظم رهبري اظهار داشته اند كه جهت گيري ارزشي بايد بر ابعاد مختلف فرهنگ و رسانه ها و ابزارهاي فرهنگي حاكم باشد. به بيان ديگر، حساسيت نسبت به فرهنگ ناشي از متراكم و حتي منحصربودن مقولات اعتقادي و ارزشي در آن است. از اين حوزه به ديگر حوزه هاي زندگي اجتماعي، باورها و ارزش هاي سرنوشت ساز صادر مي شود. فرهنگ به خودي خود نمي تواند در انديشه اسلامي جايگاه رفيع و برجسته تر از ساير ابعاد داشته باشد، بلكه اعتبار و اهميت آن ناشي از ماهيت و محتواي آن است. اين ماهيت و محتواي فرهنگ- كه باورها و ارزش ها را شامل مي شود- است كه سعادت يا شقاوت جامعه را رقم مي زند. جهت گيري ارزشي يافتن سياست هاي فرهنگي و ابزارهاي فرهنگي به معني اين است كه حكومت ديني، خود را در قبال ديانت مردم، مكلف بداند، بلكه بالاترين رسالت خود را تصميم سازي و اقدام در همين زمينه تعريف كند.

شبيخون فرهنگي

دشمنان انقلاب اسلامي، سال هاست كه دريافته اند بايد ازطريق فرهنگي وارد كارزار مبارزه با انقلاب اسلامي بشوند. اكنون براي تمام تحليل گران بينا و منصف روشن است كه از آن سوي مرزها، فرهنگ عمومي جامعه در حال شكل پذيري و سمت يابي مي باشد. مقام معظم رهبري اين نكته را در اواخر دهه شصت دريافتند و از آن هنگام با تأكيد بر نظريه «شبيخون فرهنگي» و «تهاجم فرهنگي»، پرده از چهره اين واقعيت برداشتند. در سال هاي اخير نيز ايشان درباره «ناتوي فرهنگي» هشدار داده اند. درواقع، دشمنان دريافته اند كه قوام جامعه اسلامي به فرهنگ آن وابسته است و چنان چه استحاله فرهنگي و تغيير ارزشي در جامعه صورت پذيرد، دگرگوني سياسي نيز ممكن خواهد بود. بدين لحاظ است كه مشاهده مي كنيم معرفت و عقايد و الگوهاي رفتار ديني از سوي روشنفكران وابسته غرب و رسانه هاي مطبوعاتي و ماهواره اي و الكترونيكي درستيز با انقلاب، مورد هجوم و تخريب تبليغاتي قرار مي گيرد.

راهكارهاي اصلاح فرهنگ

اگر دولت بخواهد در عرصه فرهنگي، فعال شود، به طور مشخص بايد در سه وزارت خانه ذيل، برنامه هايي از اين قبيل را به اجرا درآورد:

1- وزارت آموزش و پرورش

1-1- تربيت معلمان متعهد.

2-1- فعال سازي معاونت تربيتي و سرمايه گذاري ويژه بر روي آن.

3-1- به حاشيه كشاندن معضل كنكور كه پيامدهاي آموزشي نامطلوبي را از خود به جا مي گذارد.

4-1- پيوند دادن مدارس به مساجد و بهره گيري از قابليت هاي معرفتي و معنوي روحانيون.

5-1- افزايش ارتباط و تعامل ميان والدين دانش آموزان و مدرسه.

2- وزارت علوم، تحقيقات و فناوري

1-2- تربيت اساتيد مومن و متعهد.

2-2- مبارزه با مظاهر مفاسد فكري و فرهنگي در دانشگاه ها به خصوص حجاب و پوشش، نشريات دانشجويي شبهه افكن و غيراخلاقي، نفوذ احزاب سياسي در دانشگاه ها، ارتباطات آزاد و غير اخلاقي دختران و پسران و...

3-2- برنامه ريزي جدي كوتاه مدت و بلند مدت در راستاي پروژه اسلامي كردن دانشگاه ها.

4-2- اصلاح كتب درسي دانشگاه ها به ويژه در علوم انساني و اجتماعي.

5-2- عملياتي كردن طرح پيوند حوزه و دانشگاه.

6-2- نشر و تحقق طرح جنبش نرم افزاري و نهضت توليد علم.

3- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

1-3- نظارت دقيق بر محتواي محصولات فرهنگي و برخورد فارغ از ملاحظات سياسي با محصولات فرهنگي فاسد.

2-3- برنامه ريزي عيني و مشخص درباره مهندسي فرهنگ عمومي بر مبناي گزاره هاي ديني.

3-3- بهره گيري از آراء و قابليت هاي نخبگان حوزه و دانشگاه در جهت اصلاح فرهنگ عمومي.

4-3- سوق دادن تمامي ابزارها و رسانه هاي فرهنگي موجود به سمت تقويت فرهنگ اسلامي، از جمله كتاب ها، مطبوعات، موسسات، سايت ها و ...

5-3- خلق و توليد سينماي ديني از طريق نظريه پردازي در باب آن و ساخت فيلم بر مبناي اين افكار

6-3- اولويت دادن به اعطاي يارانه ها و تسهيلات مالي و ساختاري در بخش فعاليت هاي فرهنگي معطوف به باورها و ارزش هاي اسلامي.

البته ناگفته پيداست كه اقدامات دولت به تنهايي در اين زمينه، كافي و تعيين كننده نيست بلكه مهندسي مجدد فرهنگ عمومي و تقويت فرهنگ اسلامي، جز از طريق همگرايي و هماهنگي نهادهاي فرهنگي مختلف ممكن نيست. گام برداشتن در راه نهضت فرهنگي، اختصاصي به دولت ندارد، بلكه صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي، مساجد، حوزه هاي علميه، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و ... نيز بايد در همين چهارچوب قرار بگيرند. وضعيت فرهنگي فعلي جامعه، تا حدود زيادي پيامد مستقيم كم كاري، بي برنامه گي و يا كج روي نهادها و دستگاه هاي فرهنگي وابسته به حاكميت است.

چنانچه از تمامي فرصت ها و قابليت هايي كه نهادهاي فرهنگي دراختيار دارند، در اين جهت استفاده شود، چشم انداز فرهنگي كشور بسيار متحول و اميدواركننده خواهد بود.

 

مناسبت ها

آخرین مطالب

عکس

 

    

صوت و فیلم

تازه های نشر

اوقات شرعی



آمار بازدیدکنندگان

000574321
امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
کل بازدیدها
2217
6923
36434
478073
166228
183279
574321
Visitors Counter
www.ahoorae.com